این مقاله رابطهی جنسیت و سرمایهداری را در نظریهی الکس دمیروویچ بررسی میکند. بهنظر او هرچند در مناسبات جنسیتی کنشها و الگوهای ویژهای شکل میگیرند، اما این مناسبات بخشی از کل (باز) تولید اجتماعی هستند. دمیروویچ بر این اساس در پی تدوین نظریهای جامع از رابطهی میان اشکال گوناگون سلطه در سرمایهداری است.
آیا سیاست زیستی دمکراتیک امکانپذیر است؟ پانگیوتیس سوتیریس/ برگردان: کاووس بهزادی
گئورگیو آگامبن در آخرین مقالهاش اقدامات انجام شده برای مقابله با پاندمی کووید ـ 19 را بهعنوان کاربست سیاست زیستی در «وضعیت اضطراری» خصلتبندی کرده و به گفتان مهمی پیرامون چگونگی درک ما از سیاست زیستی دامن زده است. مفهوم سیاست زیستی، به شکلی که میشل فوکو آن را صورتبندی کرده است، در درک تغییر اشکال قدرت و اجبار در مرحلهی گذاربه تجدد سرمایهداری، یعنی از تبدیل قدرت حاکم در اعمال حق در بارهی زندگی و مرگ، به قدرتی که سلامت و بارآوری جمیعت را تضمین میکند، دست آورد بسیار مهمی بود: اقدرت فرمانروا بهعنوان مرجع حق زندگی و مرگ؛ تا قدرتی که برای تضمین سلامت (و بارآوری) مردم تلاش میکند. این تغییر تاکنون منجر به گسترش بیمانند تمام اشکال دخالتگری، فشار و تهدید از جانب دولتها شده است. از واکسنزنی اجباری تا ممنوعیت کشیدن سیگار در اماکن عمومی ـ کاربست مقولهی سیاست زیستی در بسیاری از موارد به درک ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک راهکارهای بهداشتی و درمانی کمک میکند.
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.