یکی از مضامین اصلی تحلیلهای این مجله در سالهای اخیر، فرسایش نیروها و نهادهایی بوده است که به سرمایهداری جهانی تا حدی ثبات و انسجام میبخشند.1 این نکته شامل رد گسترده سیاستمداران و احزاب جریان اصلی میشود که از دهه 1980 تمایل داشتند در مجموعهای از سیاستها و مفاهیم عمدتاً نئولیبرال همگرا شوند و نهادهایی را برای تقویت آنها تغییر شکل دهند یا بسازند. نئولیبرالیسم اصطلاحی لغزنده، دشوار برای تعریف دقیق و اغلب در حال تغییر بوده و همیشه در کاربرد خود ناهمگن است. این اصطلاح هرگز یک سیستم منسجم نبوده که به طور کامل در سراسر سرمایهداری جهانی پذیرفته شده باشد.
نظرات اقتصادی رزا لوگزامبورگ بخش نخست / حسن آزاد
رزا لوگزامبورگ بیشتر به خاطر نوشتهها و مواضع سیاسیاش شهرت دارد، مانند موضع درخشان او در بارهی پیوند ضروری بین سوسیالیسم و دموکراسی و نقد بلشویکها بهخاطر رعایت نکردن این اصل، وهمچنین هشدارهای مکرر او به سوسیال دموکراسی در بارهی برگشتپذیر بودن دستآوردهای سیاسی و اقتصادی درجامعهی سرمایه داری: به نظر او هیچ مانع ساختاری و تکاملگرایانه در برابر این بازگشت وجود ندارد بجز تغییر توازن طبقاتی بهنفع طبقات حاکم. پیروزی فاشیسم و نئولیبرالیسم شواهدی است روشن بردرستی هشدارهای او. اما نظرات اقتصادی او بهویژه در میان فارسی زبانان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل ما تلاش میکنیم در یک برنامهی گفتاری درسه بخش به نظرات اقتصادی او بپردازیم: بخش نخست- نقد رزا به شمای بازتولید مارکس. بخش دوم – نقد رزا به شمای بازتولید مارکس (قسمت دوم). بخش سوم – نظرات رزا لوگزامبورگ در بارهی امپریالیسم و مزد.
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.