کمونیسم شورایی/ گرهارد هان لوزر/ برگردان کاووس بهزادی

کمونیسم شورایی در تقابل با مدلِ انقلابیِ 1917 بلشویک‌ها شکل گرفت. کمونیست‌های شورایی فراکسیونی ضدِ دولت در کمونیسم بودند که می‌خواستند جامعه‌ی جدید را از پائین بسازند و نه از طریق کسب قدرت صرف یا بدست گرفتن دولت. نقدِ آن‌ها از دولت، شباهت‌های بارزی با موضعِ آنارشیست‌های مخالف مارکس در انترناسیونال اوَل دارد. در آن دوره باکونین یادآور شد که پیروزی انقلاب اجتماعی فقط زمانی امکان‌پذیر است که دولت فوراً نابود شود، چرا که ایده‌ی دولت، متضاد آزادی مطلق است. کمونیسم فقط به‌عنوان فدراتیوِ فرازمانی، به عنوان آکسیونی برعلیه مرکزیت‌گرایی می‌تواند وجود داشته باشد. او بر علیه مارکس استدلال می‌کرد که: «شما تضمین می‌کنید که تمام دیکتاتورها و طبیعتاً دیکتاتوری شما نیز آزادی مردم را به همراه می‌آورد، ما بر عکس ادعا می‌کنیم که دیکتاتوری هدفی ندارد جز ابدی کردن خودش و زایش و تغذیه‌ی برده‌داری در میان مردمی که تحملش می‌کنند.» باکونین با این انتقاد خطر سیاستِ توتالیتر احزاب دولتی را پیش‌بینی کرد که خود را انقلابی‌تر از همه احزاب دیگر محسوب می‌کنند. کمونیست‌های شورایی این انتقاد را در مبانی خود مد نظر گرفتند، اما نه به عنوان آنارشیست بلکه به عنوان کمونیست. کمونیسم شورایی به شوراها و خودانگیخته‌گی پرولتاریا به‌عنوان عناصر مثبت ارج می‌نهاد مخالفت با سیاست ژاکوبنی حکومت بلشویک‌ها و سیاست صنعتی‌سازی سرمایه‌داری دولتی بود.

مارکس و انگلس و به اصطلاح «چشم پوشی» از استراتژی انقلابی/ ح. آزاد

برخی گرایش‌های فکری در فضای آکادمیک و جریان‌های سیاسی مانند سوسیال دمکراسی و آنارشیسم بر این باورند که مارکس و انگلس در اواخر عمر از استراتژی انقلابی دست شسته و به اصلاحات تدریجی از طریق شرکت در انتخابات و پارلمان روی آورده بودند.درنوشته‌‌ی پیش رو صرفا به ارزیابی تاریخی این ادعا می پردازیم. برای روشن شدن این موضوع بهتر است در ابتدا به نقل‌قول‌هائی که مورد استناد طرفداران این دیدگاه قرار می‌گیرد، نگاهی کوتاه بیاندازیم. متاسفانه طرفداران این ادعا نقل قول ها را جدا از متن،جدا از شرایط تاریخی وبدون در نظر گرفتن قسمت‌های حذف شده توسط حزب سوسیال دموکرات در سال 1895 بیان می کنند، در حالیکه غالبا در همان متن، چند سطر بالاتر یا چند سطر پائین تر جملاتی مشاهده می شود که از تحول انقلابی حکایت می‌کند. من در اینجا تلاش می کنم به اغلب موارد نقل شده اشاره کنم.

سیاست شوروی در مورد مساله‌ی زنان 1917-1939 ـ ملاحضات انتقادی در مورد مبانی نظری کلاسیک مارکسیستی حل مساله‌ی زنان/ سمینار ـ حوزه‌ی کاری شمال آلمان MXKS گروه خوانش مارکس / برگردان کاووس بهزادی*

انقلاب اکتبر اولین انقلاب در تاریخ جهان بود که یکی از اهداف آن رهایی زنان بود و زنان را در تصور آیده‌ال از حقوق بشر یعنی «برابری، آزادی، برادری» که منظور از این حقوق تا آن ‌زمان به‌طور مشخص فقط حقوق مردان بود، مدنظر قرار داد، به این معنا زن در شوروی پس از انقلاب نه فقط از جنبه‌ی حقوقی و سیاسی برابر با مرد بود، بلکه می‌بایستی امکان متحقق شدن برابری برای خود او نیز فراهم می‌شد.

کوششی در بررسی طبقات اجتماعی و مفهوم طبقه کارگر در سرمایه‌داری معاصر/ ناصر پیشرو

توضیح: این نوشته نخستین بار در فروردین 1382/آپریل 2003 منتشر شد. به‌نظرم خطوط کلی این نوشته هنوز معتبر است. با این همه طی گذشت این سال‌ها و یافته‌های نوین، باید جنبه‌های دیگری از این بحث، بازنگری، تصحیح و تکمیل شود. نکاتی همچون: بررسی گروه‌های بیرون از تولید، وضعیت «طبقه متوسط» و قشر بندی درونی آن بررسی سختار طبقات اجتماعی در ایران (باعطف توجه به کارهای پژوهشی ارزشمند انجام شده در این زمینه) و غیره، نکاتی هستند که می‌تواند، به تکمیل این بحث کمک کند. در آینده‌ای نزدیک بحث مفهوم طبقه را با بازنگری و بازاندیشی نکات ناگفته، دنبال خواهم کرد.
یکی از مهمترین پرسش‌هایی که در برابر سوسیالیست‌ها قرار دارد، مساله پاسخ‌یابی به مفهوم طبقات اجتماعی
و کنکاش در مفهوم طبقۀ کار گر است . جستجوگری در مفهوم طبقه تنها به این محدوده مربوط نیست که
مار کسیست‌ها در گذشته چه درکی از این مهم داشته‌اند ، بلکه این موضوع از آن جنبه اهمیت دارد که سرمایه
بنا به سرشت درونی‌اش، نیازمند تحول در وسایل تولید و رشد بار آوری کار است . در هر دوره‌ای از حرکت
سرمایه، تحولات تکنو لوژیکی و پیشرفت‌های دانش به گونه ای پیچیده و آشکار در خدمت سرمایه قرار گرفته و
در متن سازمان اجتماعی کار آن، که ساختاری هیرارشیک، بوروکراتیک و سلطه‌گر است

کنترل کارگری و انقلاب/ویکتور والیس/ برگردان کاووس بهزادی

ایده‌ی کنترل کارگری در تلاش دائمی چپ‌ها برای درهم‌آمیختن اهداف درازمدت و کنش مستقیم جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. از یک طرف کنترل کارگران به‌طور عمومی شرط اساسی جامعه‌ای بدون دولت است و از طرف دیگر این کنترل بعضاً می‌تواند در چارچوب نظام سرمایه‌داری در کارخانه‌های معینی عملی شود. از منظر نخست کنترل کارگری همواره یکی از مطالبات رادیکال و جدائی‌ناپذیر از ایده‌ال کمونیستی است، در حالی که در منظر دوم کنترل کارگری به‌عنوان فرایندی محدود، بی‍آزار و ساده درک می‌شود.

چگونه یک اثر هنری می‌تواند دیسکورس طبقه‌ی حاکم در باره کشتار کارگران را برملا کند

مستند (به معدنچیان از نزدیک شلیک می‌شود) MINERS SHOT DOWN ساخته RehadDesai کارگردان چپ در باره کشتار معدنچیان آفریقای جنوبی است که 16 اوت 2012 در محوطه شرکت بریتانیایی لان مین اتفاق افتاد.این مستند توانست دیسکورس، پلیس، طبقه حاکم و رسانه‌های جریان اصلی در باره این کشتار را افشا و برعلیه خود آنها به کار بگیرد. در ماه اوت 2012 کارگران معدن شرکت لان مین بخاطر شرایط سخت زندگی کم بود دستمزد، نداشتن برق، آب آشامیدنی و حلبی‌های زنگ زده که سرپوش زندگی‌شان دست به اعتصاب زدند. کارگران اعتصابی خواهان پاسخ کارگران به مطالبه‌های‌شان شدند روسای کارخانه اما در طی 14 روز اعتصاب، کارگران را بایکوت کرده و تلاش کردند که با کمک پلیس، اعتصاب را درهم شکسته و مانع گسترش آن به معادن دیگر شوند.

گفتگوی واکاوی سوسیالیستی با سارا دهکردی در باره‌ی تحولات آفریقای جنوبی از دوره انتقالی تا کنون

در دیسکورس راست و رسانه‌های جریان اصلی تحولات آفریقای جنوبی نمودی از:»آشتی ملی، گذار مسالمت‌آمیز قدرت سیاسی‌ و نیزکمیسیون‌های حقیقت برای بررسی جنایات و تضمین صلح و بخشش» است. در این دیسکورس آنچه که پنهان و کنار گذاشته می‌شود پیشینه‌ی کنگره ملی او نقش با اهمیت چپ، جنبش کارگری و مبارزه مسلحانه برای به‌زیر کشیدن رژیم آپارتاید است. در دوره انتقالی با توافقات پشت پرده، تضمین‌هایی برای امنیت سرمایه‌ها، منافع کارتل‌های بین‌المللی و مشارکت دادن گرایشاتی در کنگره ملی در این منافع انجام گرفت. قدرت‌های سرمایه‌داری توانستند طی پروسه انتقالی در کنگره ملی شکاف ایجاد نموده و جناح انقلابی را حذف یا به حاشیه برانند و به موازات آن بخشی از فونکسیونرهای کنگره ملی را در منافع شرکت‌ها و کارتل‌ها مشارکت دهند.

بر‌آمد جنبش‌های زنان و سوژه‌های نوین ضد‌سرمایه‌داری/ ناصر پیشرو

جنبش‌های زنان در جهان تحولات مهمی را از سرمی گذرانند. جهانی شدن سرمایه و گسترش فزاینده آن و سیاست‌های نئولیبرالی، زمینه‌ساز تغییرات ساختاری‌‌‌ در شرایط اجتماعی و موقعیت طبقاتی زنان شده و این شرایط به جابجایی‌های مهم و تغییر شیفت در جنبش‌های زنان منجر شده است. جنبش زنان در اروپا و آمریکا که از اواخردهه هفتاد با پروژه‌های نئولیبرالی و سیاست ادغام در ساختار سرمایه‌داری و هژمونی
دیسکورس‌ پسامدرنیستی رو به افول نهاده بود، در سال‌های اخیرآرام آرام در اشکال نوینی سربلند می‌کند. به موازات آن، جهان گستری سرمایه و ورودفزاینده‌یزنان به بازار کار،فرآیند حضور آنها در عرصه‌های اجتماعی را افزایش داده و از آغاز قرن کنونی نیز شاهد تغییر شیفت و رشد جنبش‌های زنان در اقصا نقاط جهان به‌ویژه در اقتصادهای نوظهور و کشورهای رو به توسعه‌سرمایه‌داری بوده‌ایم.

مارکسیسم و روش بررسی گروه‌های اجتماعی/نگاهی به نظرات آقای نیکفر/ح.آزاد

دامنه‌ی تقسیم کاراجتماعی به تولید محدود نیست و از آن فراتر می‌رود و وظایفی نظیر کارهای نظامی، حقوقی اداری و غیره را نیز دربرمی‌گیرد. به همین دلیل لایه‌بندی‌های اجتماعی به طبقات محدود نمی‌شود و شامل گروه‌بندی‌هایی است با جایگاه و وظایف و در نتیجه منافع خاص خود.
در شرایطی که طبقات اصلی هنوزانسجام ندارند و از آگاهی، سازماندهی و هویت سیاسی مستقل برخوردار نیستند، نقش این گروه‌های اجتماعی برجسته می‌شود. گفتمان و نوشتار زیر نقدی است بر دیدگاهی که با استفاده از مفاهیم شیوه تولید سرمایه‌داری نظیر کالا، ارزش و غیره، خواهان تحلیل روحانیت شیعه است. ارائه تحلیلی مختصر از این گروه اجتماعی از منظر تقسیم کار اجتماعی گسترده مهم است بدون فروکاستن و یک سان انگاشتن آن با طبقاتی نظیر بورژوازی، خرده‌بورژوازی یا فئودال. و یا نادیده گرفتن بازتاب منافع طبقات اصلی در میان این گروه اجتماعی.
ح.آزاد

اسطوره‌ی کرونشتات ـ در آینه‌ی اسناد علنی شده‌ی جدید در روسیه / نوشته‌ای از: اوگنی کازاکوف[مورخ و محقق تاریخچه‌ی اپوزیسیون چپ در اتحاد شوروی] / برگردان: کاووس بهزادی

رخدادهای کرونشتات در سال 1921 تا به امروز نقش بزرگی در آگاهی تاریخی چپ ایفاء کرده است. نه فقط هر گفتمان همه‌جانبه‌ایی بین آنارشیست‌ها و مارکسیست‌ها به‌طور اجتناب‌ناپذیری به کرونشتات کشیده می‌شود، بلکه این رخداد مهم‌ترین اسطوره‌ی بنیانگذاری کمونیست‌های شورایی ا‌ست. بندرت اقدام قهرآمیز دیگری به‌صورت علنی منجر به ارزیابی منفی چپ‌ها از چهره‌هایی نظیر لنین و کائوتسکی شده است و همواره به آن به‌عنوان نمونه‌ی تمایز بین «انقلاب از پائین» و «انقلاب از بالا» ارجاع شده است. با این وجود جای تعجب است که علیرغ گشایش آرشیو شوروی سابق و سیل اسناد منتشر شده، این اسناد مورد توجه «طرفداران» ملوانان شورشی قرار نگرفته است. هنوز هم در درجه‌ی

ساعت بدون فنر/ نوشته‌ای برای سنگ مزارِ شوروی/ نویسنده: کریستوفر جی. آرتور/ برگردان: فروغ اسدپور/ ویراستار: ح. آزاد

«ساعت بدون کوک، نوشته‌ای برای سنگ مزار شوروی» مقاله‌ای از کریستوفر جی. آرتور است که در بخش آخر کتابی از مارسل فن در لیندن به نام ماهیت شوروی چه بود؟ نیز بازچاپ شده است. ترجمه‌ی فارسی این کتاب به جز ترجمه‌ی این بخش قبلاً در سایت نقد اقتصاد سیاسی منتشر شده است. «تارنمای واکاوی سوسیالیستی» ترجمه‌ی این بخش را که توسط فروغ اسدپور انجام گرفته با ویراستاری ح. آزاد در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد.

1 2