برشت مفهوم «طبقه» را در چارچوبی مارکسیستی و دیالکتیکی، بهمثابه یک رابطهی اجتماعی درک میکرد. فشردهترین بیان این تلقی را میتوان در شعر کودکانهی او تحتعنوان «الفبا» (۱۹۳۴) یافت، آنجا که مینویسد:
«مرد ثروتمند و مرد فقیر / روبهروی هم ایستادند و به هم نگریستند / و آن فقیر، رنگپریده، گفت: / اگر من فقیر نبودم، تو ثروتمند نبودی».
نامهی سرگشاده به رفیق لنین/ قسمت دوّم/ پاسخی به جزوهی لنین: «رادیکالیسم، بیماری کودکانهی کمونیسم» / ه. گورتر/ برگردان: کاووس بهزادی
مسالهایی که باقیمانده دفاع از چپها در برابر شما در مورد مسالهی پارلمانتاریسم است. در اینجا نیز همان مبانی عام نظری مطرح شده در مورد اتحادیهها تعیینکنندهی شیوهی برخورد چپها هستند. تنها بودن پرولتاریا، قدرت عظیم دشمنان، ضرورت ارتقاء تودهها به مرحلهایی بالاتر که بتواند تنها به نیروی خودش اتکاء کند و غیره. من در اینجا نیازی به تکرار این دلائل نمیبینم.
اما با اینحال دلائل دیگری به آن مبانی مطرح شده اضافه میشوند. اولاً: کارگران اروپای غربی و بهطور عمومی تودههای کارکن مطیع ایدهآلهای فرهنگ بورژوایی، ایدههای بورژوایی و بنا بر این همچنین سیستم نمایندگی، پارلمانتاریسم، دمکراسی بورژوایی هستند. خیلی بیشتر از کشورهای اروپای شرقی. در اینجا ایدئولوژی بورژوایی تمام زندگی اجتماعی و بالطبع زندگی سیاسی را زیر سلطهی خود درآورده و بسیار ژرفتر در مغزها و قلبهای کارگران نفوذ کرده است. در اروپای غربی آنها سدههاست که اینگونه بزرگ و تربیت شدهاند.
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.