یکی از مضامین اصلی تحلیلهای این مجله در سالهای اخیر، فرسایش نیروها و نهادهایی بوده است که به سرمایهداری جهانی تا حدی ثبات و انسجام میبخشند.1 این نکته شامل رد گسترده سیاستمداران و احزاب جریان اصلی میشود که از دهه 1980 تمایل داشتند در مجموعهای از سیاستها و مفاهیم عمدتاً نئولیبرال همگرا شوند و نهادهایی را برای تقویت آنها تغییر شکل دهند یا بسازند. نئولیبرالیسم اصطلاحی لغزنده، دشوار برای تعریف دقیق و اغلب در حال تغییر بوده و همیشه در کاربرد خود ناهمگن است. این اصطلاح هرگز یک سیستم منسجم نبوده که به طور کامل در سراسر سرمایهداری جهانی پذیرفته شده باشد.
مارکس و انگلس و به اصطلاح «چشم پوشی» از استراتژی انقلابی/ ح. آزاد
برخی گرایشهای فکری در فضای آکادمیک و جریانهای سیاسی مانند سوسیال دمکراسی و آنارشیسم بر این باورند که مارکس و انگلس در اواخر عمر از استراتژی انقلابی دست شسته و به اصلاحات تدریجی از طریق شرکت در انتخابات و پارلمان روی آورده بودند.درنوشتهی پیش رو صرفا به ارزیابی تاریخی این ادعا می پردازیم. برای روشن شدن این موضوع بهتر است در ابتدا به نقلقولهائی که مورد استناد طرفداران این دیدگاه قرار میگیرد، نگاهی کوتاه بیاندازیم. متاسفانه طرفداران این ادعا نقل قول ها را جدا از متن،جدا از شرایط تاریخی وبدون در نظر گرفتن قسمتهای حذف شده توسط حزب سوسیال دموکرات در سال 1895 بیان می کنند، در حالیکه غالبا در همان متن، چند سطر بالاتر یا چند سطر پائین تر جملاتی مشاهده می شود که از تحول انقلابی حکایت میکند. من در اینجا تلاش می کنم به اغلب موارد نقل شده اشاره کنم.
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.