برشت مفهوم «طبقه» را در چارچوبی مارکسیستی و دیالکتیکی، بهمثابه یک رابطهی اجتماعی درک میکرد. فشردهترین بیان این تلقی را میتوان در شعر کودکانهی او تحتعنوان «الفبا» (۱۹۳۴) یافت، آنجا که مینویسد:
«مرد ثروتمند و مرد فقیر / روبهروی هم ایستادند و به هم نگریستند / و آن فقیر، رنگپریده، گفت: / اگر من فقیر نبودم، تو ثروتمند نبودی».
مارکسیسم و روش بررسی گروههای اجتماعی/نگاهی به نظرات آقای نیکفر/ح.آزاد
دامنهی تقسیم کاراجتماعی به تولید محدود نیست و از آن فراتر میرود و وظایفی نظیر کارهای نظامی، حقوقی اداری و غیره را نیز دربرمیگیرد. به همین دلیل لایهبندیهای اجتماعی به طبقات محدود نمیشود و شامل گروهبندیهایی است با جایگاه و وظایف و در نتیجه منافع خاص خود.
در شرایطی که طبقات اصلی هنوزانسجام ندارند و از آگاهی، سازماندهی و هویت سیاسی مستقل برخوردار نیستند، نقش این گروههای اجتماعی برجسته میشود. گفتمان و نوشتار زیر نقدی است بر دیدگاهی که با استفاده از مفاهیم شیوه تولید سرمایهداری نظیر کالا، ارزش و غیره، خواهان تحلیل روحانیت شیعه است. ارائه تحلیلی مختصر از این گروه اجتماعی از منظر تقسیم کار اجتماعی گسترده مهم است بدون فروکاستن و یک سان انگاشتن آن با طبقاتی نظیر بورژوازی، خردهبورژوازی یا فئودال. و یا نادیده گرفتن بازتاب منافع طبقات اصلی در میان این گروه اجتماعی.
ح.آزاد