تردیدی نیست که اروپای امروز بدون خیزشها جنبشهای اجتماعی و اشکال روزمره ی مقاومت جمعی سیمای کاملاً متفاوتی داشت، هستی امروز ما را به میزان بسیار زیادی مبارزات اصناف اتحادیه ها و احزاب، جنگ های دهقانی و انقلابها رقم زده اند. با این حال تاریخ نگاران برای دوره ای طولانی چندان علاقه ای به پرداختن به اعتراض های قشرهای فرودست نداشتند. به «آشوبها بیشتر چونان تلاطم احساسات توده های از راه به در شده نگاه شد که در برابر هر گونه پژوهشی دور خودشان حصار کشیده اند. این وضعیت تازه در نیمه ی سده ی بیستم و به خصوص از دهه ی ۶۰ به بعد تغییر کرد. چرا که دیگر اغلب خود این تاریخ نگاران در اعتراضها و جنبشهای اجتماعی شرکت داشتند و می توانستند به طور مشخص ببینند که چه گونه اشکال مقاومت تکامل پیدا میکنند و تحت چه شرایطی شانس موفقیت دارند. از این رو چشم انداز جدیدی شکل گرفت که از منظر کلی با مفاهیم وضعیت ساختاری، توانمندی، و پیکربندی تبیین می شود. وضعیت ساختاری فضای سیاسی اقتصادی و اجتماعی را تشریح می کند که در چارچوب آن اعتراضات نمود می یابد میزان سرکوب دولتی استقلال رسانه های گروهی و غیره توانمندی به این معناست که معترضان به چه ابزارهایی برای بسیج و سازمان دهی احتیاج دارند
جستاری پیرامون: کارگران جنسی/ جین پریچارد / ناصر پیشرو
بحث در مورد «کار جنسی» در جنبش اتحادیهای بریتانیا اختلاف برانگیز شده است. در حالی که اتحادیه GMB تلاش می کرد زنان را در «کلوپهای رقص برهنگی(در اینجا اصطلاحی برای لپدنس) سازماندهی کند،
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.