آیا سیاست زیستی دمکراتیک امکان‌پذیر است؟ پانگیوتیس سوتیریس/ برگردان: کاووس بهزادی

گئورگیو آگامبن در آخرین مقاله‌اش اقدامات انجام شده برای مقابله با پاندمی کووید ـ 19 را به‌عنوان کاربست سیاست زیستی در «وضعیت اضطراری» خصلت‌بندی کرده و به گفتان مهمی پیرامون چگونگی درک ما از سیاست زیستی دامن زده است. مفهوم سیاست زیستی، به شکلی که میشل فوکو آن را صورت‌بندی کرده است، در درک تغییر اشکال قدرت و اجبار در مرحله‌ی گذاربه تجدد سرمایه‌داری، یعنی از تبدیل قدرت حاکم در اعمال حق در باره‌ی زندگی و مرگ، به قدرتی که سلامت و بارآوری جمیعت را تضمین می‌کند، دست آورد بسیار مهمی بود: اقدرت فرمانروا به‌عنوان مرجع حق زندگی و مرگ؛ تا قدرتی که برای تضمین سلامت (و بارآوری) مردم تلاش می‌کند. این تغییر تاکنون منجر به گسترش بی‌مانند تمام اشکال دخالت‌گری‌، فشار و تهدید از جانب دولت‌ها شده است. از واکسن‌زنی اجباری تا ممنوعیت کشیدن سیگار در اماکن عمومی ـ کاربست مقوله‌ی سیاست زیستی در بسیاری از موارد به درک ابعاد سیاسی و ایدئولوژیک راه‌کارهای بهداشتی و درمانی کمک می‌کند.

گفتگوی واکاوی سوسیالیستی با حسن آزاد: معرفی سه گرایش در بازخوانی کاپیتال

در این گفتگو تلاش بر این است از سه گرایشی که بعد از جنگ جهانی دوم برای بررسی و پژوهش دقیق‌تر از روش مارکس و ساختار کتاب سرمایه تشکیل شده بود، یک معرفی اجمالی ارایه شود: یعنی تاریخچه‌ی شکل‌گیری، وجوه اشتراک و وجوه تمایز سه گرایش مکتب اونو، خوانش‌های نو از مارکس و دیالکتیک نظام‌مند. متاسفانه درابتدا درمیان روشنفکران چپ ایران هر سه گرایش تحت عنوان دیالکتیک نظام‌مند معرفی شدند، و بعدتر با تفکیک خوانش‌های نو، ازدوگرایش دیگر یعنی مکتب اونو و دیالکتیک نظام‌مند همچنان بدون تمایز ازیکدیگر تحت عنوان دیالکتیک نظام‌مند نام برده می‌شود. یکی دیگر از دغدغه‌های این گفتار تاکید بر این تمایز است.
حسن آزاد

زنان و اعتصابات غیرقانونی در اروپای پساجنگ/ یان ده گراف/ برگردان کاووس بهزادی

همان‌طور که بارها تاکید شده است زنان نقش مهمی در موج اعتصابات غیرقانونی در دوران پساجنگِ دوّم جهانی ایفاء کردند. مورخین نشان داده‌اند که شمار بسیاری زیادی از زنان که قبل و در اثنای جنگ در صنایع مشغول به کار شده بودند، نه فقط «مشارکت گسترده‎ای» در اعتصابات داشتند ، بلکه نیروی پیشبرنده‌ی پشت صحنه‌ی اعتصابات در صنایعی بودند که شمار عمده‌ی شاغلین در آن‌ها را مردان تشکیل می‌دادند. به‌دلیل شرایط مادی فاجعه‌بار مسلط در اولین سال‌های پس از جنگ، زنان همسران‌شان را برای دست زدن به اعتصاب ترغیب می‌کردند ، یا با تشکیل پُست‌های دفاع از اعتصاب مانع مردانی می‌شدند که قصد رفتن به سر کار را داشتند. علاوه بر این زنان در تجمعات اعتراضی و تظاهرات‌ برعلیه گرسنگی هم‌هنگام با اعتصابات اغلب رهبری آن‌ها را برعهده داشتند.

گفتگوی واکاوی سوسیالیستی با حسن آزاد در باره‌ی روش مارکس در نگارش کتاب سرمایه

این مصاحبه به معرفی دو دیدگاه در باره‌ی روش مارکس در نگارش کتاب سرمایه می‌پردازد : روش منطقی – تاریخی و روش منطقی. روش اول از طرف انگلس در سال 1859 مطرح شد و به وحدت روش منطقی و روش تاریخی باور دارد، یا به عبارتی ترتیب و توالی منطقی مقولات اقتصاد سیاسی، شکل پیراسته و منظم توالی تاریخی آنهاست. این دیدگاه تا جنگ جهانی دوم در بین مارکسیستها مسلط و رایج بود. بعد از جنگ وحدت روش منطقی و روش تاریخی مورد چالش قرار گرفت و روش منطقی مقبولیت بیشتری پیدا کرد. هر سه جریان عمده‌ی بعد از جنگ دوم: مکتب اونو، خوانش‌های نو از مارکس و دیالکتیک نظام‌‍مند بر ساختار منطقی کتاب سرمایه تاکید دارند، هر چند از روش منطقی برداشت‌های متفاوتی ارائه می‌کنند.
همچنین مقاله‌ی ساختار «سرمایه»: «منطقی» یا «منطقی – تاریخی»؟ در سایت نقد به این مساله پرداخته است.
حسن آزاد

نگاهی نو به رابطه‌ی بین بلشویک‌ها و جنبش رهایی‌بخش ملی در امپراطوری روسیه / اریک بلانس / برگردان: کاووس بهزادی

نگاهی از زاویه‌ی مناطق حاشیه‌ایی امپراطوری روسیه با صراحت هرچه بیشتری بازنگری جدید به نظرات از مدَت‌ها پیش پذیرفته‌شده در باره‌ی انقلاب روسیه و تکامل شیوه‌ی برخورد مارکسیستی به [مسئله‌ی] رهایی ملَی را الزامی کرده است.
در نوشته‌ی زیر گفتمان سوسیالیست‌ها در باره‌ی مسئله‌ی ملی تا 1914 مورد بررسی قرار می‌گیرد. ادعای من این است که استراتژی مؤثر مارکسیستی در مورد مسئله‌ی استعمار برای اولین‌بار نه از جانب بلشویک‌ها، بلکه توسط سوسیالیست‌های مناطق حاشیه‌ایی امپراطوری تزار مطرح شد. ولادیمیر. ا. لنین و رفقایش در مورد این مسئله‌ی کلیدی تا جنگ داخلی دنباله‌رو مارکسیست‌های غیر روس بودند. این ضعف سیاسی به توضیح این مسئله کمک می‌کند که چرا بلشویک‌ها موفق نشدند در میان ملَیت‌های مسلط روسیه ریشه بدوانند. پیامد این موضع این بود که بلشویک‌ها در میان این ملَیت‌ها از نظر کمی بسیار ضعیف بودند و یا این‌که در قبال تلاش‌های مناطق حاشیه‌ایی برای خودمختاری در اثنای انقلاب سوسیالیستی موضعی بی‌تفاوت گرفتند.

در ستایش هم‌دستی جنبش دانشجویی با فرودستان و ستم دیدگان/ ناصر پیشرو

16 آذر نماد مبارزه دانشجویی است و امسال دانشجویان جسورانه این سنت مبارزاتی را به عرصه اعتراض علیه کشتار فرودستان و مردمان به تنگ آمده از رژیم و فضای سرکوب و اسارت آزادی بدل کردند. دربیانیه‌ها و گردهم‌آیی خود از حقوق زنان و ستم دیدگان قومی و ملی و آزادی‌های سیاسی دفاع نمودند. علیه سرمایه‌داری و سیاست‌های نئولیبرالی و نیز آلترناتیوهای ارتجاعی موضع گرفته و همبستگی خود را با جنبش‌های اجتماعی و در مرکز آن جنبش طبقاتی کارگران اعلام نمودند.

1 2 3 4 6