تردیدی نیست که اروپای امروز بدون خیزشها جنبشهای اجتماعی و اشکال روزمره ی مقاومت جمعی سیمای کاملاً متفاوتی داشت، هستی امروز ما را به میزان بسیار زیادی مبارزات اصناف اتحادیه ها و احزاب، جنگ های دهقانی و انقلابها رقم زده اند. با این حال تاریخ نگاران برای دوره ای طولانی چندان علاقه ای به پرداختن به اعتراض های قشرهای فرودست نداشتند. به «آشوبها بیشتر چونان تلاطم احساسات توده های از راه به در شده نگاه شد که در برابر هر گونه پژوهشی دور خودشان حصار کشیده اند. این وضعیت تازه در نیمه ی سده ی بیستم و به خصوص از دهه ی ۶۰ به بعد تغییر کرد. چرا که دیگر اغلب خود این تاریخ نگاران در اعتراضها و جنبشهای اجتماعی شرکت داشتند و می توانستند به طور مشخص ببینند که چه گونه اشکال مقاومت تکامل پیدا میکنند و تحت چه شرایطی شانس موفقیت دارند. از این رو چشم انداز جدیدی شکل گرفت که از منظر کلی با مفاهیم وضعیت ساختاری، توانمندی، و پیکربندی تبیین می شود. وضعیت ساختاری فضای سیاسی اقتصادی و اجتماعی را تشریح می کند که در چارچوب آن اعتراضات نمود می یابد میزان سرکوب دولتی استقلال رسانه های گروهی و غیره توانمندی به این معناست که معترضان به چه ابزارهایی برای بسیج و سازمان دهی احتیاج دارند
در حاشیه: انقلاب 1974 پرتغال / زمانی که کارگران و سربازان برای قدرت واقعی جنگیدند/ مصاحبه با راکل وارلا – «روایت تاریخ انقلاب از پایین»/نقل از سایت حزب کارگران سوسیالیست/ناصر پیشرو
50 سال از انقلابی میگذرد که پرتغال را درنوردید. انقلابی که حدود سه میلیون نفر – یک سوم کل جمعیت – را وارد فعالیتهای سیاسی کرد. بیشتر آنها برای اولینبار بود که در فعالیت سیاسی شرکت میکردند. کارگران کارخانههایشان رااشغال کردند. مردم خانههای اشرافی را به مراکز فرهنگی تبدیل کردند.
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.