همانطور که بارها تاکید شده است زنان نقش مهمی در موج اعتصابات غیرقانونی در دوران پساجنگِ دوّم جهانی ایفاء کردند. مورخین نشان دادهاند که شمار بسیاری زیادی از زنان که قبل و در اثنای جنگ در صنایع مشغول به کار شده بودند، نه فقط «مشارکت گستردهای» در اعتصابات داشتند ، بلکه نیروی پیشبرندهی پشت صحنهی اعتصابات در صنایعی بودند که شمار عمدهی شاغلین در آنها را مردان تشکیل میدادند. بهدلیل شرایط مادی فاجعهبار مسلط در اولین سالهای پس از جنگ، زنان همسرانشان را برای دست زدن به اعتصاب ترغیب میکردند ، یا با تشکیل پُستهای دفاع از اعتصاب مانع مردانی میشدند که قصد رفتن به سر کار را داشتند. علاوه بر این زنان در تجمعات اعتراضی و تظاهرات برعلیه گرسنگی همهنگام با اعتصابات اغلب رهبری آنها را برعهده داشتند.
دسته: Allgemein
گفتگوی واکاوی سوسیالیستی با حسن آزاد در بارهی روش مارکس در نگارش کتاب سرمایه
این مصاحبه به معرفی دو دیدگاه در بارهی روش مارکس در نگارش کتاب سرمایه میپردازد : روش منطقی – تاریخی و روش منطقی. روش اول از طرف انگلس در سال 1859 مطرح شد و به وحدت روش منطقی و روش تاریخی باور دارد، یا به عبارتی ترتیب و توالی منطقی مقولات اقتصاد سیاسی، شکل پیراسته و منظم توالی تاریخی آنهاست. این دیدگاه تا جنگ جهانی دوم در بین مارکسیستها مسلط و رایج بود. بعد از جنگ وحدت روش منطقی و روش تاریخی مورد چالش قرار گرفت و روش منطقی مقبولیت بیشتری پیدا کرد. هر سه جریان عمدهی بعد از جنگ دوم: مکتب اونو، خوانشهای نو از مارکس و دیالکتیک نظاممند بر ساختار منطقی کتاب سرمایه تاکید دارند، هر چند از روش منطقی برداشتهای متفاوتی ارائه میکنند.
همچنین مقالهی ساختار «سرمایه»: «منطقی» یا «منطقی – تاریخی»؟ در سایت نقد به این مساله پرداخته است.
حسن آزاد
نگاهی نو به رابطهی بین بلشویکها و جنبش رهاییبخش ملی در امپراطوری روسیه / اریک بلانس / برگردان: کاووس بهزادی
نگاهی از زاویهی مناطق حاشیهایی امپراطوری روسیه با صراحت هرچه بیشتری بازنگری جدید به نظرات از مدَتها پیش پذیرفتهشده در بارهی انقلاب روسیه و تکامل شیوهی برخورد مارکسیستی به [مسئلهی] رهایی ملَی را الزامی کرده است.
در نوشتهی زیر گفتمان سوسیالیستها در بارهی مسئلهی ملی تا 1914 مورد بررسی قرار میگیرد. ادعای من این است که استراتژی مؤثر مارکسیستی در مورد مسئلهی استعمار برای اولینبار نه از جانب بلشویکها، بلکه توسط سوسیالیستهای مناطق حاشیهایی امپراطوری تزار مطرح شد. ولادیمیر. ا. لنین و رفقایش در مورد این مسئلهی کلیدی تا جنگ داخلی دنبالهرو مارکسیستهای غیر روس بودند. این ضعف سیاسی به توضیح این مسئله کمک میکند که چرا بلشویکها موفق نشدند در میان ملَیتهای مسلط روسیه ریشه بدوانند. پیامد این موضع این بود که بلشویکها در میان این ملَیتها از نظر کمی بسیار ضعیف بودند و یا اینکه در قبال تلاشهای مناطق حاشیهایی برای خودمختاری در اثنای انقلاب سوسیالیستی موضعی بیتفاوت گرفتند.
در ستایش همدستی جنبش دانشجویی با فرودستان و ستم دیدگان/ ناصر پیشرو
16 آذر نماد مبارزه دانشجویی است و امسال دانشجویان جسورانه این سنت مبارزاتی را به عرصه اعتراض علیه کشتار فرودستان و مردمان به تنگ آمده از رژیم و فضای سرکوب و اسارت آزادی بدل کردند. دربیانیهها و گردهمآیی خود از حقوق زنان و ستم دیدگان قومی و ملی و آزادیهای سیاسی دفاع نمودند. علیه سرمایهداری و سیاستهای نئولیبرالی و نیز آلترناتیوهای ارتجاعی موضع گرفته و همبستگی خود را با جنبشهای اجتماعی و در مرکز آن جنبش طبقاتی کارگران اعلام نمودند.
فریبا امیر خیزی: بررسی مختصات جنبش دانشجویی در دورهی اخیر
جنبش دانشجویی در سالهای اخیر تحولات مهمی را از سر گذرانده و با ساز و کارهای نوینی در عرصههای مبارزاتی حضور یافته است، بیگمان واکاوی عرصههای مختلف این جنبش، همگرایی آن با جنبشهای سیاسی و اجتماعی و جانب داری دانشجویان از تهی دستان و سرکوب شدگان و نیز نقش زنان در آن و به چالش گرفتن ساختار های جنسیت زده و … نمونه های برجسته تحرکات این جنبش است. فریبا امیر خیزی فعال پیشین جنبش دانشجویی در سخنرانی خود (در 6 سپتامبر 2019 / ۱۵ آذر 1398 ـ به دعوت کانون کنشگران دمکرات و سوسیالیست ـ هانوفر) به بررسی مختصات جنبش دانشجویی در دوره اخیر میپردازد.
«شبح انقلاب سراسر اروپا را فرا گرفته است»/جنبش جهانی اعتراضی در اوخر جنگ جهانی اول/مارسل بوئیس، راینر توستروف/ برگردان کاووس بهزادی
مردم دورهی جنگ اول جهانی را بهعنوان دهشتناکترین و با پرشمارترین قربانیان جنگی تا آن زمان تجربه کردند. آنها به مدت چهار سال از تبعات مستقیم و سالهای متمادی از تبعات درازمدت ِغیرمستقیم جنگ رنج بردند. این اولین جنگی بود که در آن در مقیاس بسیار گستردهای از هواپیماها، زیردریاییها و گاز سمی استفاده شد. نزدیک به ده میلیون نفر سرباز در نبردهای وردون، تاننبرگ و جاهای دیگر کشته شدند، دوبرابر این میزان زخمی شدند. دور از جبهههای جنگ حداقل ده میلیون نفر مردم غیرنظامی از گرسنگی و بیمارهای مصیبتزای جنگ جان خود را از دست دادند. جنگ اول جهانی اولین جنگ فراگیر جهانی بود. بیاعتمادی مردم به کسانی که بر آنها حکومت میکردند نیز جهانی بود.
کمونیسم شورایی/ گرهارد هان لوزر/ برگردان کاووس بهزادی
کمونیسم شورایی در تقابل با مدلِ انقلابیِ 1917 بلشویکها شکل گرفت. کمونیستهای شورایی فراکسیونی ضدِ دولت در کمونیسم بودند که میخواستند جامعهی جدید را از پائین بسازند و نه از طریق کسب قدرت صرف یا بدست گرفتن دولت. نقدِ آنها از دولت، شباهتهای بارزی با موضعِ آنارشیستهای مخالف مارکس در انترناسیونال اوَل دارد. در آن دوره باکونین یادآور شد که پیروزی انقلاب اجتماعی فقط زمانی امکانپذیر است که دولت فوراً نابود شود، چرا که ایدهی دولت، متضاد آزادی مطلق است. کمونیسم فقط بهعنوان فدراتیوِ فرازمانی، به عنوان آکسیونی برعلیه مرکزیتگرایی میتواند وجود داشته باشد. او بر علیه مارکس استدلال میکرد که: «شما تضمین میکنید که تمام دیکتاتورها و طبیعتاً دیکتاتوری شما نیز آزادی مردم را به همراه میآورد، ما بر عکس ادعا میکنیم که دیکتاتوری هدفی ندارد جز ابدی کردن خودش و زایش و تغذیهی بردهداری در میان مردمی که تحملش میکنند.» باکونین با این انتقاد خطر سیاستِ توتالیتر احزاب دولتی را پیشبینی کرد که خود را انقلابیتر از همه احزاب دیگر محسوب میکنند. کمونیستهای شورایی این انتقاد را در مبانی خود مد نظر گرفتند، اما نه به عنوان آنارشیست بلکه به عنوان کمونیست. کمونیسم شورایی به شوراها و خودانگیختهگی پرولتاریا بهعنوان عناصر مثبت ارج مینهاد مخالفت با سیاست ژاکوبنی حکومت بلشویکها و سیاست صنعتیسازی سرمایهداری دولتی بود.
مارکس و انگلس و به اصطلاح «چشم پوشی» از استراتژی انقلابی/ ح. آزاد
برخی گرایشهای فکری در فضای آکادمیک و جریانهای سیاسی مانند سوسیال دمکراسی و آنارشیسم بر این باورند که مارکس و انگلس در اواخر عمر از استراتژی انقلابی دست شسته و به اصلاحات تدریجی از طریق شرکت در انتخابات و پارلمان روی آورده بودند.درنوشتهی پیش رو صرفا به ارزیابی تاریخی این ادعا می پردازیم. برای روشن شدن این موضوع بهتر است در ابتدا به نقلقولهائی که مورد استناد طرفداران این دیدگاه قرار میگیرد، نگاهی کوتاه بیاندازیم. متاسفانه طرفداران این ادعا نقل قول ها را جدا از متن،جدا از شرایط تاریخی وبدون در نظر گرفتن قسمتهای حذف شده توسط حزب سوسیال دموکرات در سال 1895 بیان می کنند، در حالیکه غالبا در همان متن، چند سطر بالاتر یا چند سطر پائین تر جملاتی مشاهده می شود که از تحول انقلابی حکایت میکند. من در اینجا تلاش می کنم به اغلب موارد نقل شده اشاره کنم.
سیاست شوروی در مورد مسالهی زنان 1917-1939 ـ ملاحضات انتقادی در مورد مبانی نظری کلاسیک مارکسیستی حل مسالهی زنان/ سمینار ـ حوزهی کاری شمال آلمان MXKS گروه خوانش مارکس / برگردان کاووس بهزادی*
انقلاب اکتبر اولین انقلاب در تاریخ جهان بود که یکی از اهداف آن رهایی زنان بود و زنان را در تصور آیدهال از حقوق بشر یعنی «برابری، آزادی، برادری» که منظور از این حقوق تا آن زمان بهطور مشخص فقط حقوق مردان بود، مدنظر قرار داد، به این معنا زن در شوروی پس از انقلاب نه فقط از جنبهی حقوقی و سیاسی برابر با مرد بود، بلکه میبایستی امکان متحقق شدن برابری برای خود او نیز فراهم میشد.
کوششی در بررسی طبقات اجتماعی و مفهوم طبقه کارگر در سرمایهداری معاصر/ ناصر پیشرو
توضیح: این نوشته نخستین بار در فروردین 1382/آپریل 2003 منتشر شد. بهنظرم خطوط کلی این نوشته هنوز معتبر است. با این همه طی گذشت این سالها و یافتههای نوین، باید جنبههای دیگری از این بحث، بازنگری، تصحیح و تکمیل شود. نکاتی همچون: بررسی گروههای بیرون از تولید، وضعیت «طبقه متوسط» و قشر بندی درونی آن بررسی سختار طبقات اجتماعی در ایران (باعطف توجه به کارهای پژوهشی ارزشمند انجام شده در این زمینه) و غیره، نکاتی هستند که میتواند، به تکمیل این بحث کمک کند. در آیندهای نزدیک بحث مفهوم طبقه را با بازنگری و بازاندیشی نکات ناگفته، دنبال خواهم کرد.
یکی از مهمترین پرسشهایی که در برابر سوسیالیستها قرار دارد، مساله پاسخیابی به مفهوم طبقات اجتماعی
و کنکاش در مفهوم طبقۀ کار گر است . جستجوگری در مفهوم طبقه تنها به این محدوده مربوط نیست که
مار کسیستها در گذشته چه درکی از این مهم داشتهاند ، بلکه این موضوع از آن جنبه اهمیت دارد که سرمایه
بنا به سرشت درونیاش، نیازمند تحول در وسایل تولید و رشد بار آوری کار است . در هر دورهای از حرکت
سرمایه، تحولات تکنو لوژیکی و پیشرفتهای دانش به گونه ای پیچیده و آشکار در خدمت سرمایه قرار گرفته و
در متن سازمان اجتماعی کار آن، که ساختاری هیرارشیک، بوروکراتیک و سلطهگر است
کنترل کارگری و انقلاب/ویکتور والیس/ برگردان کاووس بهزادی
ایدهی کنترل کارگری در تلاش دائمی چپها برای درهمآمیختن اهداف درازمدت و کنش مستقیم جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. از یک طرف کنترل کارگران بهطور عمومی شرط اساسی جامعهای بدون دولت است و از طرف دیگر این کنترل بعضاً میتواند در چارچوب نظام سرمایهداری در کارخانههای معینی عملی شود. از منظر نخست کنترل کارگری همواره یکی از مطالبات رادیکال و جدائیناپذیر از ایدهال کمونیستی است، در حالی که در منظر دوم کنترل کارگری بهعنوان فرایندی محدود، بیآزار و ساده درک میشود.
چگونه یک اثر هنری میتواند دیسکورس طبقهی حاکم در باره کشتار کارگران را برملا کند
مستند (به معدنچیان از نزدیک شلیک میشود) MINERS SHOT DOWN ساخته RehadDesai کارگردان چپ در باره کشتار معدنچیان آفریقای جنوبی است که 16 اوت 2012 در محوطه شرکت بریتانیایی لان مین اتفاق افتاد.این مستند توانست دیسکورس، پلیس، طبقه حاکم و رسانههای جریان اصلی در باره این کشتار را افشا و برعلیه خود آنها به کار بگیرد. در ماه اوت 2012 کارگران معدن شرکت لان مین بخاطر شرایط سخت زندگی کم بود دستمزد، نداشتن برق، آب آشامیدنی و حلبیهای زنگ زده که سرپوش زندگیشان دست به اعتصاب زدند. کارگران اعتصابی خواهان پاسخ کارگران به مطالبههایشان شدند روسای کارخانه اما در طی 14 روز اعتصاب، کارگران را بایکوت کرده و تلاش کردند که با کمک پلیس، اعتصاب را درهم شکسته و مانع گسترش آن به معادن دیگر شوند.
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.