الکس کالینیکوس/ویراستار ناصر پیشروفروپاشی سلطه دلار آمریکا /

لینک کوتاه :https://wakavisoc.org/?p=3060

فروپاشی سلطه دلار آمریکا

چگونه می‌توانیم جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را از منظر نقد کارل مارکس از سرمایه‌داری درک کنیم؟

الکس کالینیکوس/ویراستار ناصر پیشرو

قدرت اقتصادی همچنان زیربنای هژمونی ایالات متحده است، اما امروزه به شکل سلطه بر سیستم مالی نمود پیدا می‌کند

پاپ فرانسیس فقید بارها گفت که ما در حال تجربه «جنگ جهانی سوم اما به صورت مرحله‌ای» هستیم. خب، این مرحله‌ها در حال بزرگتر شدن هستند.

جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. نه تنها این درگیری نظامی تهدید را افزایش داده، بلکه تأثیر آن در کمبودها و افزایش قیمت‌ها، اقتصاد جهانی را بی‌ثبات کرده است.

بسیاری از بهترین تفسیرها در مورد جنگ، بر پویایی نظامی آن متمرکز شده‌اند. اما چگونه می‌توانیم از منظر نقد کارل مارکس از سرمایه‌داری، آنچه را که در حال رخ دادن است، درک کنیم؟

مقاله‌ای درباره «امپریالیسم جدید دلار» در نشریه نیو لفت ریویو، نوشته اقتصاددان مارکسیست، کوستاس لاپاویتساس، در تمرکز بر جایگاه ویژه امپریالیسم ایالات متحده مفید است.

او اشاره می‌کند که پایه‌های قدرت جهانی ایالات متحده در تولید تضعیف شده است. در سال ۱۹۴۵، اقتصاد ایالات متحده حدود نیمی از تولید جهانی را تولید می‌کرد. در حالی که «در سال ۲۰۲۴، چین تقریباً ۳۰ درصد از ارزش افزوده تولید جهانی را به خود اختصاص داده است… در مقایسه با. آن سهم ایالات متحده حدود ۱۰ درصد  است».

قدرت اقتصادی همچنان زیربنای هژمونی ایالات متحده است، تنها امروزه این هژمونی به شکل سلطه بر سیستم مالی نمود پیدا می‌کند.

در واقع، لاپاویتساس نشان می‌دهد که این امر از زمان بحران مالی جهانی (GFC) در سال‌های ۲۰۰۷-۲۰۰۹ نه تنها افزایش یافته است. بلکه دلار آمریکا همچنان با اختلاف زیادی ارز ذخیره اصلی است. به عبارت دیگر، دولت آمریکا صادرکننده چیزی است که مارکس آن را «پول جهانی» می‌نامد – وسیله پرداخت جهانی.

این امر با نقش بانک مرکزی ایالات متحده و هیئت مدیره فدرال رزرو، در مدیریت بحران‌ها تقویت شده است. این بانک از طریق سیاست تسهیل کمی پس از بحران مالی جهانی، مقادیر زیادی دلار به سیستم مالی جهانی سرازیر کرد. علاوه بر این، در لحظات شوک – بحران مالی جهانی و شروع همه‌گیری کووید-۱۹ – فدرال رزرو خطوط مبادله‌ای را برای سایر بانک‌های مرکزی باز کرده است که به آنها امکان دسترسی به دلار اضافی را می‌دهد.

در همین حال، بدهی دولت ایالات متحده وثیقه اصلی در بازارهای گسترده پول است که از طریق آن بانک‌ها و شرکت‌ها، وام‌های کوتاه‌مدت جمع‌آوری می‌کنند. این وضعیت به بانک‌های سایه، که پول قرض می‌گیرند و قرض می‌دهند اما از مقررات دوری می‌کنند، اجازه شکوفایی داده است. این بانک‌ها شامل مدیران دارایی، به ویژه «سه بزرگ» – بلک راک، ونگارد و استیت استریت – هستند که سهم فزاینده‌ای از سرمایه تولیدی را کنترل می‌کنند.

بانک‌ها و شرکت‌های آمریکایی به لطف دسترسی آسان به پول جهانی از مزایای ویژه‌ای برخوردارند. به همین ترتیب، دسترسی بسیار محدودتر  کشورهای جنوب جهانی  به این پول، به ضرر سرمایه‌داران در این کشورها  است.

لاپاویتاس می‌نویسد، سرمایه‌داری‌های بسیار قدرتمندتر اروپا و شرق آسیا «ممکن است با ظرفیت تولیدی ایالات متحده رقابت کنند»، «اما ناتوانی آنها در انتشار پول جهانی معادل فقدان اقتدار جهانی و قدرت نظامی درجه دو است». سلطه مالی ایالات متحده، که توسط قوانین بین‌المللی تقویت شده است، به آن اجازه می‌دهد تا از تحریم‌ها برای وادار کردن کشورهایی که از خط خارج می‌شوند، استفاده کند.

پنتاگون بازوی دیگر قدرت ایالات متحده است. در این «ساختار هژمونیک جدید… قدرت هوایی و دریایی ایالات متحده، شرایط ادغام بازار در جهانی را پشتیبانی می‌کند. این قدرت، خطوط دریایی حیاتی مانند هرمز، مالاکا، باب المندب، سوئز، پاناما و مسیرهای کلیدی اقیانوس هند را که اختلال در آنها زنجیره‌های تولید جهانی را قطع می‌کند، ایمن می‌سازد.»

اما حالا همه ما می‌دانیم که ایالات متحده نمی‌تواند مهم‌ترین آبراه دریایی، یعنی تنگه هرمز، را امن کند . لاپاویتساس اذعان می‌کند که «اجبار مالی می‌تواند گسترده‌تر از قدرت نظامی اعمال شود».

با این حال، در نهایت، قدرت تولیدی تعیین‌کننده است. گسترش تولید صنعتی فراتر از «هسته» قدیمی غرب، برتری نظامی ایالات متحده را تهدید می‌کند. ایران، که اقتصادش توسط تحریم‌های ایالات متحده و غرب ویران شده ، ثابت کرده است که قادر به تولید موشک‌ها و پهپادهایی است که ایالات متحده و اسرائیل را در تنگنا قرار داده‌اند.

این واقعیت که ایران احتمالاً کمک قابل توجهی از چین و روسیه، دو قدرتی که لاپاویتساس به عنوان رقبای اصلی ایالات متحده معرفی می‌کند، دریافت کرده است، به سادگی این نکته را برجسته می‌کند. چین به ویژه یک رقیب نظامی و فناوری قدرتمند برای دولت ایالات متحده است. همانطور که بسیاری از تحلیلگران اشاره کرده‌اند، اگر ایالات متحده شکست دادن ایران را تا این حد دشوار بداند، شانس کمی برای جلوگیری از فتح مجدد تایوان توسط چین دارد.

ممکن است از بین رفتن سلطه مالی ایالات متحده زمان ببرد. اما تصور این که این تحول تاریخی جهانی که شاهد آن هستیم، سایر کشورهای سرمایه‌داری را به دنبال جایگزین‌هایی برای دلار قدرتمند سوق ندهد، دشوار است.

منبع:https://socialistworker-co-uk.translate.goog/alex-callinicos/alex-callinicos-the-unravelling-of-us-dollar-dominance/?_x_tr_sl=en&_x_tr_tl=fa&_x_tr_hl=de&_x_tr_pto=wapp

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.